آنچه در این متن میخوانیم:
- تعریف سردمزاجی در زنان
- ویژگیهای سردمزاجی در زنان؛ چرا تجربه زنان متفاوت است؟
- ابعاد مختلف سردمزاجی در زنان
- بررسی دلایل سردمزاجی در زنان
- تأثیر سردمزاجی بر فرد و رابطه
- نبود میل یا مهار شدن میل؟ یک تمایز حیاتی
- ارزیابی و درمان تخصصی سردمزاجی در زنان
- نقش متخصصان در درمان سردمزاجی زنان
- ابعاد مثبت و منفی سردمزاجی در زنان
- تفاوت میان «نبود میل» و «مهار شدن میل» در زنان
- نقش معنای رابطه جنسی در کاهش میل زنان
- تفاوت الگوی میل جنسی زنان با الگوی مردمحور
- فرسودگی روانی؛ عامل پنهان سردمزاجی در زنان
- اضطراب عملکرد جنسی در زنان
- تأثیر برچسب «سردمزاج» بر هویت فردی
- فشار در رابطه و اثر معکوس آن بر میل
- اهمیت رویکرد غیرقضاوتی در درمان سردمزاجی
- هدف واقعی درمان سردمزاجی در زنان
- نقش حیاتی کمک متخصص در درمان سردمزاجی زنان
- راهکارهای روانشناختی و قابل اجرا برای مواجهه با سردمزاجی زنان
- جمعبندی نهایی
-
تعریف سردمزاجی در زنان
«سردمزاجی» در معنای روانشناختی معمولاً به کاهش مداوم یا مکرر در علاقه، تمایل یا انگیزه برای فعالیت جنسی اطلاق میشود که برای خود فرد یا رابطهاش ناراحتی یا اختلال ایجاد میکند.
این تعریف فراتر از نوسانات طبیعیِ زیربناییِ میل جنسی است؛ یعنی وقتی کاهش میل باعث رنج، کاهش کیفیت رابطه یا عملکرد روزمره میشود، به عنوان مسئلهای معتبر مطرح میگردد.
اثرات اولیهی این وضعیت میتوانند شامل کاهش رضایت جنسی، دوری تدریجی از وابستگیهای عاطفیِ نزدیک، احساس گناه یا شرم، و اختلال در ارتباط زناشویی و جنسیِ زوج باشند؛ اما پیامدها فراتر از جنبهی جنسیاند و در خودپنداره، اعتماد به نفس، خلق و روابط بینفردی نمود پیدا میکنند.
-
ویژگیهای سردمزاجی در زنان؛ چرا تجربه زنان متفاوت است؟
وقتی روی «سردمزاجی در زنان» تمرکز میکنیم، لازم است به چند ویژگی مشخص توجه کنیم:
-
چندعاملی بودن میل جنسی در زنان
تجربهی زنانه از میل و برانگیختگی جنسی غالباً با عوامل بیولوژیک، روانی، بینفردی و فرهنگی درهمتنیده است؛ بنابراین الگوی کاهش میل در زنان معمولاً پیچیده و چندبعدی است.
-
تفاوت میان میل، برانگیختگی و لذت
در بسیاری از زنان، تمایز میان «میل ذهنی»، «برانگیختگی فیزیکی»، «لذت بدنی» و «خواست رابطهی عاطفی» اهمیت دارد.
ممکن است میل ذهنی کم باشد در حالی که واکنشهای فیزیولوژیک رخ دهد یا بالعکس.
-
تأثیر مراحل مختلف زندگی
بارداری، پس از زایمان، شیردهی و یائسگی همراه با تغییرات هورمونی و روانی هستند که ساختار میل جنسی را دگرگون میکنند.
-
ابعاد مختلف سردمزاجی در زنان
سردمزاجی زنان را میتوان در چند بعد بررسی کرد:
-
بعد بیولوژیک
- تغییرات هورمونی
- درد یا ناراحتی جنسی
- بیماریهای مزمن
- مصرف برخی داروها
-
بعد روانشناختی
- افسردگی
- اضطراب
- استرس مزمن
- اختلال خواب
- تروما یا سوءاستفاده جنسی
- تصویر بدنی منفی
- احساس شرم و گناه
-
بعد بینفردی
- کیفیت رابطه
- تعارضهای حلنشده
- ناهماهنگی میل بین زوجین
- الگوهای ارتباطی ناکارآمد
-
بعد فرهنگی – اجتماعی
- تابوهای جنسی
- آموزش ناکافی
- نگرشهای منفی نسبت به لذت جنسی زنانه
-
بعد موقعیتی و سبک زندگی
- خستگی شغلی
- مسئولیتهای مراقبتی
- تغییرات مهم زندگی
این ابعاد یکدیگر را تقویت یا تضعیف میکنند و معمولاً سردمزاجی حاصل تعامل آنهاست.
-
بررسی دلایل سردمزاجی در زنان
-
دلایل بیولوژیک کاهش میل جنسی
- تغییرات هورمونی (پس از زایمان یا یائسگی)
- مشکلات غدهای یا متابولیک
- درد هنگام رابطه
- مصرف داروهایی مانند SSRI
- بیماریهای مزمن
- خستگی فیزیکی
-
دلایل روانشناختی سردمزاجی
- افسردگی و اضطراب
- استرس مزمن
- اختلال خواب
- پیشینه تروما
- نگرشهای منفی نسبت به بدن
- افکار مزاحم هنگام رابطه
-
دلایل رابطهای و فرهنگی
- مشکلات ارتباطی
- عدم صمیمیت عاطفی
- انتقاد یا کمارزشنگاری
- ناهماهنگی میل زوجین
- تربیت محدودکننده و تابوهای فرهنگی
-
تأثیر سردمزاجی بر فرد و رابطه
-
پیامدهای فردی
- کاهش کیفیت زندگی جنسی
- افت رضایت از رابطه
- کاهش عزت نفس
- اضطراب عملکرد
- افسردگی ثانویه
-
پیامدهای رابطهای
- سوءبرداشت شریک
- دلخوری و فاصله عاطفی
- تشدید تعارضها
با این حال، اگر با گفتوگوی باز و درک متقابل همراه باشد، میتواند فرصتی برای بازتعریف صمیمیت ایجاد کند.

-
نبود میل یا مهار شدن میل؟ یک تمایز حیاتی
در بسیاری از زنان، میل جنسی بهطور بنیادی وجود دارد اما فعال نمیشود.
مهار شدن میل به دلیل:
- فشار روانی
- خستگی مزمن
- اضطراب عملکرد
- ناایمنی عاطفی
بسیار شایعتر از نبود واقعی میل است.
-
ارزیابی و درمان تخصصی سردمزاجی در زنان
در مواجههی درمانی و حمایتی با سردمزاجی در زنان، گام نخست همواره یک ارزیابی جامع زیستی–روانشناختی–اجتماعی است. این ارزیابی باید چندین لایه را همزمان بررسی کند: وضعیت پزشکی و دارویی فرد، سطح استرس و وضعیت خلق، کیفیت رابطه عاطفی و جنسی، تاریخچهی تجربههای جنسی، و همچنین زمینههای فرهنگی یا مذهبی اثرگذار بر نگرش به رابطهی جنسی.
این رویکرد جامع اهمیت زیادی دارد، زیرا کاهش میل جنسی معمولاً تکعاملی نیست و حاصل تعامل پیچیدهی بدن، روان و بافت رابطهای و اجتماعی فرد است.
-
نقش متخصصان در درمان سردمزاجی زنان
در مسیر درمان، متخصصان مختلف نقش مکمل دارند و همکاری میان آنها میتواند اثربخشی مداخله را افزایش دهد.
-
بررسیهای پزشکی و زنانپزشکی
از جنبهی پزشکی، انجام معاینات داخلی و زنانپزشکی برای شناسایی عوامل فیزیکی ضروری است؛ از جمله:
- اختلالات هورمونی
- درد هنگام رابطه
- عفونتها
- مشکلات غدهای
- بازنگری داروهای مصرفی
گاهی تغییر یک دارو یا درمان یک مشکل جسمی میتواند تأثیر قابل توجهی بر میل جنسی داشته باشد.
-
مداخلات روانشناختی مؤثر
از جنبهی روانی، مداخلهها میتوانند شامل موارد زیر باشند:
- شناختدرمانی (CBT) با تمرکز بر افکار خودانتقادی، باورهای محدودکننده و اضطراب عملکرد
- درمان مبتنی بر ذهنآگاهی (Mindfulness) برای افزایش حضور ذهن در تجربهی جنسی
- آموزش جنسی صحیح و علمی برای اصلاح باورهای نادرست
- تکنیکهای رفتاری افزایش صمیمیت مانند تمرینهای بدنی غیرجنسی برای افزایش تماس، اعتماد و امنیت
- درمانهای تراوما-محور برای زنانی که سابقهی آسیب یا سوءاستفادهی جنسی دارند
در بسیاری از موارد، رویکرد زوجدرمانی یا مشاورهی تخصصی جنسی که بر مهارتهای ارتباطی، مذاکره درباره نیازها و تنظیم انتظارات تمرکز دارد، نتایج پایدارتری ایجاد میکند. -
نقش مداخلات دارویی و هورمونی
مداخلات دارویی یا هورمونی تنها پس از بررسی دقیق پزشکی و در شرایط مشخص توصیه میشوند. این مداخلات بخشی از گزینههای درمانی هستند، اما نه همیشه اولین انتخاب و نه تنها راهحل موجود.
-
ابعاد مثبت و منفی سردمزاجی در زنان
سردمزاجی را باید متعادل و چندبعدی دید.
-
پیامدهای منفی سردمزاجی
از جنبهی منفی، سردمزاجی میتواند:
- باعث رنج روانی شود
- رضایت جنسی را کاهش دهد
- رابطه را تضعیف کند
- احساس طرد، شرم یا ناکافی بودن ایجاد کند
- در صورت برخورد غیرحساسانه شریک یا اجتماع، فشار روانی را تشدید کند
-
فرصتهای رشد در مواجهه آگاهانه
اما در سوی دیگر، اگر این وضعیت با گفتوگوی سازنده و آگاهی درمانی همراه شود، میتواند فرصتی برای:
- بازآفرینی شیوههای صمیمیت
- تقویت ارتباط عاطفی
- بازتعریف نیازهای جنسی
- افزایش همسویی با ارزشهای شخصی
باشد. در برخی موارد، کاهش میل میتواند فرد را به انتخاب آگاهانهتر سبک زندگی جنسی هدایت کند و از احساس اجبار بکاهد.
به بیان دیگر، سردمزاجی میتواند مانع رشد رابطه باشد یا محرکی برای تحول آن.
-
تفاوت میان «نبود میل» و «مهار شدن میل» در زنان
یکی از نکات بسیار مهم در بررسی سردمزاجی زنان، تمایز میان نبود واقعی میل و مهار شدن میل است.
در بسیاری از زنان، میل جنسی بهطور بنیادی وجود دارد اما به دلایل روانی، عاطفی یا موقعیتی فعال نمیشود.
نبود واقعی میل نسبتاً نادر است.
اما مهار شدن میل به دلیل:
- فشارهای روانی
- خستگی مزمن
- اضطراب عملکرد
- ناایمنی عاطفی
بسیار شایعتر است.
اشتباه گرفتن این دو حالت میتواند منجر به مداخلات نادرست و افزایش احساس نقص یا سرزنش در زن شود.
-
نقش معنای رابطه جنسی در کاهش میل زنان
برای بسیاری از زنان، رابطهی جنسی صرفاً یک عمل فیزیکی نیست، بلکه حامل معناست؛ معناهایی مانند:
- پذیرفته شدن
- دوستداشتنی بودن
- امنیت
- ارزشمندی
یا در سوی مقابل:
- استفاده شدن
- نادیده گرفته شدن
- بیتوجهی
وقتی تجربهی جنسی معنای منفی پیدا میکند یا از معنا تهی میشود، میل نیز کاهش مییابد. در چنین شرایطی، سردمزاجی بیشتر یک واکنش منطقی به تجربهای ناخوشایند است تا یک اختلال جنسی.
-
تفاوت الگوی میل جنسی زنان با الگوی مردمحور
یکی از موضوعات کمتر مورد توجه، تفاوت الگوی میل زنان با الگوی غالب مردمحور است.
میل جنسی زنان اغلب «واکنشی» است؛ یعنی:
در پاسخ به صمیمیت، آرامش، لمس ایمن و فضای بدون فشار شکل میگیرد، نه لزوماً بهصورت خودانگیخته و ناگهانی.
زمانی که زن با معیارهای نادرست سنجیده میشود، ممکن است بهاشتباه خود را سردمزاج بداند، در حالی که الگوی میل او طبیعی اما متفاوت است.

-
فرسودگی روانی؛ عامل پنهان سردمزاجی در زنان
بسیاری از زنان، بهویژه آنهایی که نقشهای متعدد مراقبتی، شغلی و خانوادگی دارند، دچار فرسودگی عاطفی و روانی هستند.
در چنین شرایطی:
بدن و روان در حالت بقا قرار میگیرند، نه لذت.
میل جنسی که نیازمند:
- انرژی روانی
- حضور ذهن
- احساس آزادی
است، در اولویت سیستم عصبی باقی نمیماند.
این وضعیت نه نشانه ضعف است و نه اختلال، بلکه پیام روشنی از اضافهبار روانی است.
-
اضطراب عملکرد جنسی در زنان
برخی زنان نه به دلیل نخواستن، بلکه به دلیل ترس از:
- کافی نبودن
- جذاب نبودن
- برآورده نکردن انتظارات شریک
از رابطه فاصله میگیرند.
اضطراب عملکرد باعث میشود تمرکز از تجربهی لذت به ارزیابی دائمی خود منتقل شود و در نتیجه میل بهتدریج خاموش گردد. این چرخه بدون مداخله تخصصی میتواند تثبیت شود.
-
تأثیر برچسب «سردمزاج» بر هویت فردی
استفادهی مکرر از واژهی «سردمزاج» میتواند به شکلگیری یک هویت منفی پایدار منجر شود.
وقتی زن خود را با این برچسب تعریف میکند:
- امید به تغییر کاهش مییابد
- مشکل از یک وضعیت موقتی به یک ویژگی ثابت تبدیل میشود
در نگاه روانشناختی، کاهش میل یک «وضعیت» است، نه «هویت»؛ و میتواند تغییر کند.
-
فشار در رابطه و اثر معکوس آن بر میل
فشار مستقیم یا غیرمستقیم برای افزایش میل معمولاً اثر معکوس دارد.
هرچه رابطه جنسی بیشتر به:
- وظیفه
- بدهی
- ابزار اثبات عشق
تبدیل شود، میل کمتر میشود.
بسیاری از زنان زمانی دوباره به میل دست مییابند که حق «نه گفتن» آنها محترم شمرده شود. احساس اختیار، پیششرط اساسی میل است.
-
اهمیت رویکرد غیرقضاوتی در درمان سردمزاجی
اثربخشی درمان بهشدت وابسته به رویکرد متخصص است.
اگر درمانگر یا پزشک:
- دیدگاه کلیشهای داشته باشد
- قضاوتگرانه برخورد کند
- شتابزده نتیجهگیری کند
ممکن است احساس شرم و ناتوانی تشدید شود.
متخصص کارآمد، سردمزاجی را بهعنوان نشانهای قابل فهم در بافت زندگی زن بررسی میکند و درمان را بر اساس ارزشها و اهداف شخصی او تنظیم میکند، نه بر اساس استانداردهای کلی یا فشار شریک.
-
هدف واقعی درمان سردمزاجی در زنان
بهبود میل جنسی الزاماً به معنای بازگشت به الگوی قبلی یا افزایش کمّی رابطه نیست.
گاهی نتیجهی موفق درمان شامل:
- کاهش رنج روانی
- افزایش صمیمیت غیرجنسی
- درک متقابل زوجین
- تعریف مجدد رضایت جنسی
است.
نگاه جامع روانشناختی، کیفیت تجربه و رضایت درونی را بر کمیت رابطه مقدم میداند.
-
نقش حیاتی کمک متخصص در درمان سردمزاجی زنان
حضور متخصصان مرتبط (پزشک زنان یا داخلی، رواندرمانگر متخصص در مسائل جنسی، زوجدرمانگر و در صورت نیاز روانپزشک) میتواند فرآیند شناسایی عوامل چندعاملی را تسریع کند و از مسیرهای درمانی غیرضروری یا مضر جلوگیری نماید.
متخصص توانمند میتواند:
- ارزیابی دقیق و مرحلهای انجام دهد
- آموزشهای علمی ارائه دهد
- احساس شرم را کاهش دهد
- تمرینهای عملی و قابل اجرا پیشنهاد کند
- هماهنگی میان مداخلات پزشکی و روانی ایجاد کند
تجربه نشان میدهد وقتی مداخلات فردی و زوجی همراستا و مبتنی بر درک جامع از زندگی و ارزشهای زن باشند، احتمال بهبود رضایت جنسی و کاهش رنج روانی بهطور معناداری افزایش مییابد.
ارجاع به متخصص به معنای «مشکل غیرقابل حل» نیست، بلکه دریافت کمک هدفمند و علمی است.
-
راهکارهای روانشناختی و قابل اجرا برای مواجهه با سردمزاجی زنان
مواجهه با سردمزاجی در زنان نیازمند رویکردی تدریجی، واقعبینانه و چندبعدی است. در ادامه، مجموعهای از راهکارهای عملی و روانشناختی ارائه میشود که میتوانند به کاهش فشار روانی، افزایش صمیمیت و بهبود تجربهی میل جنسی کمک کنند.
-
عادیسازی تجربه کاهش میل جنسی
کاهش میل جنسی در دورههایی از زندگی کاملاً طبیعی است. تغییرات هورمونی، فشارهای روانی، زایمان، مسئولیتهای شغلی یا خانوادگی و حتی تغییرات رابطهای میتوانند میل را تحت تأثیر قرار دهند.
پذیرفتن این واقعیت که نوسان میل بخشی از تجربه انسانی است، از شدت احساس گناه، شرم و خودسرزنشی میکاهد. بسیاری از زنان زمانی احساس آرامش بیشتری پیدا میکنند که متوجه میشوند کاهش میل به معنای نقص شخصیتی یا شکست در رابطه نیست.
-
توجه به حال روانی پیش از تمرکز بر رابطه جنسی
اضطراب، خستگی، دلخوریهای حلنشده و فشارهای روزمره مستقیماً بر میل جنسی اثر میگذارند. ذهنی که درگیر نگرانی و استرس است، به سختی میتواند وارد تجربهی لذت شود
رسیدگی به سلامت روان، مدیریت استرس، تنظیم خواب و حل تعارضهای عاطفی باید مقدم بر تلاش برای «افزایش میل» باشد. در بسیاری از موارد، با بهبود حال روانی، میل بهصورت طبیعی فعالتر میشود.
-
حذف اجبار و احساس وظیفه در رابطه
میل جنسی در فضای انتخاب آزاد و احساس امنیت شکل میگیرد. هر نوع اجبار مستقیم یا غیرمستقیم — حتی اگر با نیت حفظ رابطه باشد — معمولاً اثر معکوس دارد.
زمانی که رابطهی جنسی به وظیفه، بدهی یا ابزار اثبات عشق تبدیل شود، بدن در حالت مقاومت قرار میگیرد. بازگرداندن حس اختیار و احترام به حق «نه گفتن» میتواند پایهای اساسی برای بازگشت میل باشد.
-
تقویت صمیمیت عاطفی بدون انتظار جنسی
برای بسیاری از زنان، میل از دل صمیمیت عاطفی رشد میکند. گفتوگوهای عمیق، توجه واقعی، لمسهای ساده و غیرجنسی، همراهی و احساس دیدهشدن میتوانند زمینهی شکلگیری اشتیاق را فراهم کنند.
وقتی تماس عاطفی بدون فشار برای رابطهی جنسی برقرار شود، امنیت افزایش مییابد و میل فرصت فعال شدن پیدا میکند.
-
گفتوگوی صادقانه با شریک زندگی
سکوت و حدس زدن نیازهای یکدیگر معمولاً سوءتفاهم ایجاد میکند. بیان احساسات، نگرانیها و نیازها بدون سرزنش یا مقصر دانستن طرف مقابل، فشار روانی را کاهش میدهد.
گفتوگوی سالم به زوج کمک میکند تفاوتها را بشناسند، انتظارات را تعدیل کنند و راهحلهای مشترک پیدا کنند.
-
پذیرش تفاوتهای فردی در میل جنسی
هیچ استاندارد واحدی برای «میزان طبیعی میل» وجود ندارد. هر فرد ریتم، نیاز و سبک متفاوتی دارد. مقایسه خود با دوستان، رسانهها یا کلیشههای فرهنگی میتواند احساس ناکافی بودن ایجاد کند.
پذیرش تفاوتهای فردی، اضطراب را کاهش میدهد و فضای امنتری برای تجربهی واقعی میل فراهم میکند.
-
رسیدگی به تصویر بدنی و خودپذیری
رابطهی فرد با بدن خود تأثیر مستقیم بر تجربهی میل دارد. خودانتقادی شدید، نارضایتی از ظاهر یا شرم بدنی میتواند تمرکز را از لذت به قضاوت مداوم خود منتقل کند.
تمرینهای خودپذیری، توجه مهربانانه به بدن و کاهش مقایسههای مخرب میتوانند زمینهی تجربهی راحتتر صمیمیت را فراهم کنند.
-
اولویت دادن به استراحت و آرامش
بدن خسته و ذهن فرسوده آمادگی تجربهی لذت را ندارد. خواب کافی، کاهش فشارهای غیرضروری، تقسیم مسئولیتها و اختصاص زمانی برای آرامش، بهطور غیرمستقیم میل جنسی را تقویت میکنند.
گاهی افزایش میل نه با تلاش مستقیم، بلکه با کاهش خستگی حاصل میشود.
-
افزایش آگاهی جنسی سالم و علمی
شناخت تفاوتهای طبیعی میان الگوهای میل زنان و مردان، آگاهی از نوسانهای هورمونی و یادگیری درباره پاسخ جنسی، از سوءبرداشتها و خودسرزنشی جلوگیری میکند.
آموزش صحیح میتواند باورهای محدودکننده را اصلاح کند و دیدگاه واقعبینانهتری نسبت به تجربهی جنسی ایجاد نماید.
-
کمک گرفتن از مشاور یا درمانگر بدون احساس شرم
در بسیاری از موارد، گفتوگو با متخصص سلامت روان یا درمانگر جنسی میتواند مسیر روشنتری ایجاد کند.
متخصص با رویکردی غیرقضاوتی به شناسایی عوامل زیربنایی، کاهش شرم، بهبود مهارتهای ارتباطی و ارائه تمرینهای عملی کمک میکند. دریافت کمک حرفهای نشانهی ضعف نیست، بلکه اقدامی مسئولانه برای حفظ سلامت روان و کیفیت رابطه است.
-
واقعبینی و صبر در روند تغییر
تغییر در میل جنسی معمولاً تدریجی است و نیاز به زمان دارد. انتظار نتیجهی فوری میتواند ناامیدی ایجاد کند. تمرکز بر بهبود حال روانی، افزایش صمیمیت و کاهش فشار، معمولاً مؤثرتر از تلاش عجولانه برای «اصلاح سریع» میل است.
صبر، مهربانی با خود و پذیرش روند تدریجی تغییر، بخش مهمی از مسیر بهبود است.

-
جمعبندی نهایی
در نهایت میتوان گفت سردمزاجی در زنان پدیدهای تکعلتی یا صرفاً جسمانی نیست، بلکه حاصل تعامل پیچیدهی عوامل روانی، جسمی، رابطهای و فرهنگی است. این وضعیت تنها زمانی به مسئلهای بالینی تبدیل میشود که برای فرد یا رابطهاش رنج و اختلال قابل توجه ایجاد کند.
کاهش میل جنسی در بسیاری از موارد نشانهی نقص یا ناتوانی نیست، بلکه واکنشی معنادار به فشارهای روانی، فرسودگی عاطفی، ناایمنی رابطهای، تعارضهای حلنشده یا تغییرات مهم زندگی است. نگاه جامع روانشناختی کمک میکند این تجربه بهجای برچسبزنی و خودسرزنشی، بهعنوان وضعیتی قابل فهم و قابل بررسی دیده شود.
در این مسیر، کمک گرفتن از درمانگر یا متخصص نشانهی آگاهی و مسئولیتپذیری است، نه ضعف یا شکست. متخصص میتواند با ارزیابی دقیق و رویکردی غیرقضاوتی، به شناسایی عوامل مؤثر، کاهش شرم، بهبود ارتباط زوجین و طراحی مسیر درمانی متناسب با شرایط فردی کمک کند.
هدف درمان صرفاً افزایش کمّی رابطهی جنسی نیست؛ بلکه کاهش رنج روانی، افزایش رضایت درونی، بازسازی صمیمیت و ایجاد رابطهای سالمتر با بدن و خواستن است.





